تبليغاتX
بی هم قفسم ، هم قفسم باش
بی هم قفسم ، هم قفسم باش
تویی که ناشنیده هایم را می خوانی هم قفس لحظه های تنهاییم باش
      دل من آروم بگیر ...
  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 (0:20)

 

 بی تو دل من میگیره

بی تو دل من میمیره

 برگرد بیا پیشم بمون

 تو رو خدا قلب منو نسوزون

 رفتی آروم و بی صدا

 چرا شدی تو بی وفا

 رفتی و دل بی خبره 

 برگرد بیا دل منتظره

 گریه نکن ای دل من

 بزار که از پیشت بره

 حالا که دلش پیش تو نیست

 بهتره از پیشت بره

 باید به دوریش و نبودنش عادت کنی ای دل من

 سخته می دونم گله نکن

 آروم بگیر ای دل من

 آروم بگیر ای دل من...!!!

 چرا دل آروم نمیشه؟؟؟

 اون همه خاطره رو چطور فراموشش کنم

 من هیچی بگو دلمو چه جوری آرومش کنم

 از هر کجا که رد میشم خاطره هاش زنده میشه

 از غم دوریش میمیرم چرا دل آروم نمیشه

 آخه چرا من...؟؟؟

  چرا من باید بسوزم  تو حسرت نبودنت

 این همه خاطره رو چطور فراموشش کنم

 این دل عاشق پیشه رو چه جوری آرومش کنم

 برگرد بیا... برگرد بیا...

 که محتاج با تو بودنم

 

| نوشته شده توسط گـــــم گـــشـــتـــه
      و اما ای کاش ای کاش ها نبود ...... !!!
  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 (10:51)
 

سلام هم قفسم

امیدوارم که شاد باشی و گرد غم و غصه روی دلت ننشسته باشه

اما من !

نمی دانم تا به حال شده که در اوج خوشی و شادی هم باز غم

همنشین دلت باشه یا نه؟  شده که احساس کنی اون غم

رو بیشتر از شادی دوست داری؟

دلم خیلی گرفته، غم همنشین لحظه های تنهاییم همیشه

 و همه جا با منه حتی تو قشنگ ترین لحظه های زندگیم

 یه بغض فرو خورده یه غم شیرین به دل دارم

شاید باورت نشه که من عاشق اون غم پنهونی دلم هستم،

 غمی که در عمق وجودم

احساسش می کنم و اگه بگم برام شیرین تر از شادیه تعجب نکن!!!

آخه سالهاست که باهاش خو گرفتم، سالهاست که مونس

 تنهاییام و لحظات خوب و بدم بوده چطور میشه وقتی انقدر

 بهش وابسته هستم از خودم دورش کنم.؟

هم قفسم نمی دونم چیکار کنم حالت من حالتی

بین زمین و هوا موندنه

نمی دونم چطور خودم رو از دست این دوگانگی روحیم

نجات بدم ،روحم خسته ست ، احساس می کنم روز به روز

 روحیم در حال تحلیل رفتنه

یه وقتا می خوام از پا بیافتم اما باز هم با تمام قوا مقابله

 می کنم با افتادن.

غم من راز پنهون دلمه ، رازی که جز من و خدا کسی نمی دونه

غمی که از یه دل مهربون به وجود اومد و سالهاست

 که عذابم میده

نمی دونم باید چیکار کنم همیشه از خدا خواستم منو

 به خودم وامگذاره حالا یه وقتا می گم نکنه خدا هم از من

 خسته شده و منو به خودم سپرده

و اون موقع هست که درونم پر از فریاد می شه و می گم خدا نکنه

 خدا با من کاری نداشته باشه آخه من بدون خدا هیچم هیچ....

 امیدوارم از من روسیاه گناهکار خسته نشه که اون روز روز

مرگ منه و مردنم بهتر از بودنم بدون وجود خدا تو زندگیمه .

هم قفسم می دونم خیلی خسته میشی انقدر از غم حرف می زنم

نمی خوام روحیه لطیفتو با گفتن غم هام خراب کنم

 من اینجا می نویسم برای اینکه

کمی از بار حرف هایی که بر دلم مانده رو سبک کنم و

کمی خالی شم یه وقتا دوست دارم داد بزنم گریه کنم

 تا وجودم خالی بشه اما حیف مجالی و مکانی برای

من نیست. با خدا هم حرف می زنم اما خدا باهام حرف نمیزنه.

بارها آرزو کردم کاش

خدا باهام حرف میزد تا آرومم کنه آرزو کردم کاش خدا دست

 نوازشو به سرم می کشید

مثل یه  مادر مهربون ، کاش اون لحظه که باهاش

 راز و نیاز می کردم روبه روم نشسته بود

و با من حرف میزد و راهنماییم میکرد و آرامش رو به

وجودم برمی گردوند

کاش در مورد راز زندگیم که خودش بهتر از هر کسی

 آگاهه باهام حرف میزد و

 راهنماییم می کرد و ای کاش های دیگه ......

هم قفسم بغض گلوم رو گرفته گاهی اشکی فرو میریزه

 نمی دونم چیکار کنم نمی دونممممممممممممممم.....

کاش دوست داشتنش گناه نبود کاش خواستنش گناه نبود

 کاش دوستم نداشت .

کاش ............. !!!!!!! و اما ای کاش ای کاش ها نبود !!!

منی که سنگ صبور همه هستم خودم دنبال سنگ صبوری

از جنس یه انسان واقعیم !!!!!!!!!

| نوشته شده توسط گـــــم گـــشـــتـــه
      پر از حرف های ناگفته ام ....
  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 (22:24)
 

سلام هم قفسم....

هم قفسم نمی دونم می دونی یا نه آدم وقتی

 دلش میگیره هزاران حرف نگفته داره که بزنه

اما وقتی زمانش میرسه که بخواد حرف بزنه ،

 حرف زدن براش سخته!

هم قفسم نمی دونی چه دلتنگم ، نمی دونی چه غمگینم

هم قفسم زندگی خیلی فراز و نشیب داره هم من

می دونم هم تو و هم دیگران

اما باور کن یه وقتا دلم می خواد بترکه از دست تمام

 این فراز و نشیب ها

یه وقتا حس می کنم دیگه طاقت ندارم اما می بینم که

 نه باز هم صبوری به خرج می دم

و همه چی می گذره و همه چی همچنان در گذره همانگونه

 که باید باشه و همانگونه که

باید پیش بره ، پیش میره به همان صورتی که تقدیر

 الهی رقم خورده.

نمی دونم  چرا با اینکه انقدر از آدما دلشکسته ام اما باز

 هم دل کندن از همین آدم ها برام

سخته . دلم طاقت دوری و جدایی رو نداره ، دلم طاقت

 بی خبری و بی محبتی رو نداره

آخه چیکار کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چیکار کنم که انقدر وابسته این

 آدما نباشم و تشنۀ محبتشون نباشم ؟

دوست ندارم از این آدما محبت و مهربونی گدایی کنم

 اما دوست دارم هر چی محبت و مهربونی

در دل دارم را صادقانه بدون ریا تقدیم همه کنم اما در عوض

 قطره ای محبت خالصانه دریافت کنم

بدون ریا بدون در نظر گرفتن منافع شخصی بی ریای بی ریا !!!

اما حیف که دیگه پیدا نمیشه !!!!!!!!!! دریغ از ذره ای محبت

 خالصانه دریغغغغغغغغغغغ !!!!

| نوشته شده توسط گـــــم گـــشـــتـــه
      سلام هم قفسم
  سه شنبه هشتم بهمن 1387 (22:15)
هم قفس لحظه های تنهاییم سلام

چند وقتی است که می خواهم بنویسم اما نمی دانم

 چگونه و از کجا شروع کنم !

دنیای من دنیای غریبی است دنیایی که در آن سر در گم شدم

 و راه به جایی نمیابم.

دنیای من دنیای آشفتگی های درونیم است. 

 همه چی در وجودم به هم ریخته و پراکنده است

گاهی اوقات آنقدر حال و روزم آشفته می شود ک

ه احساس می کنم مغزم در حال انفجار است.

گاه از بی وفایی ها می نالم ، گاه از بی معرفتی های عزیزانم ...

گاه برای دل شکستۀ خودم اشک می ریزم ،

گاه حرف های ناگفتۀ دلم را برای خود بازگو می کنم.

گاهی از دست خودم می رنجم که چرا حرف هایم را

 در دلم انباشتم و از حق خودم دفاع نکردم

و اجازه دادم دیگران اونجوری که به نفعشونه جای من حرف بزنن.

خلاصه خیلی روح و روان آشفته ای دارم.

 یه حس بد یه حسی که بیشتر اوقات عذابم میده

و گاهی واقعا روحیمو به صفر می رسونه .

یه وقتا انقدر حرف دارم که جا برای نوشتنش کم میاد

، اما گاهی با اینکه پر از حرفم نمی تونم

حتی کلامی حرف بزنم.

خوب برای امروز کافیه بعد ها هم باز فرصتی برای

 حرف زدن هست البته شاید باشه !!!

چون کسی از فردای خودش خبر نداره !

 

| نوشته شده توسط گـــــم گـــشـــتـــه
      هم قفس
  چهارشنبه دوم بهمن 1387 (23:2)

 

ما دوتن

دو ضلع همگرای سالهای دور

روزهاست منطقی ترین نگاه را

به پنجره داریم

ما پرنده های هم قفس

از دو زاویه به این جهان

نگاه می کنیم ,

تقصیر عشق یا تو نیست

چشمهای ما

منشور راه راه روزهاست

 

| نوشته شده توسط گـــــم گـــشـــتـــه

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس